“پای صحبت های حاج حسین میرشکاری” /اولین باسوادان طایفه مالکی

0
148

از آن گذشته های دور ،این سؤال در ذهن من مطرح بود :

چرا اولین با سوادان نسل معاصرطایفه مالکی ازروستای پریشان  بوده اند؟!

پای صحبت های حاج حسین میرشکاری

از این که نسل قدیم طایفه مالکی از کی و چه زمانی دارای سواد بوده اند اطلاع دقیقی در دست نیست . اما آن چه که مسلم است  در قرن حاضر، پریشانی ها بیشتر وپیشتر از سایر روستاهای طایفه مالکی توفیق آموختن سواد را داشته اند.برای پیدا کردن پاسخ این سؤال در آن زمان ،سراغ مرحوم قربان اسدپوراز ملّایان و دعانویسان مشهور پریشان رفتم و او اینگونه توضیح داد:

شخصی به نام میرزای باصری از طایفه عرب باصری حوزه فسا به واسطه نزاع محلی منجر به قتل ، با اهل و عیال از دیار خود آواره می شود و بر حسب تقدیر، گذرشان به روستای پریشان می افتد . در آن جا حسب ر سم  ورسوم ایلیاتی و روستایی ، مورد احترام و میهمان نوازی  قرار گرفته  و پناهنده و ماندگار می شود.از قضا این شخص آدم باسوادی بوده است وبه همین لحاظ پس از چندی از بزرگان روستای پریشان می خواهد که برای جبران محبت هایی که به او و خانواده اش شده است ، اجازه دهند به بچّه های آبادی سواد بیاموزد.

و بدین ترتیب آقایان شیروان اسدپور ، قربان اسدپور ، فضل ا… اسدپور ، حسنقلی رنجبر و خداداد اسدپور اولین هایی هستند که از طایفه مالکی پای درس ملا نشسته اند. ظاهراً  از این جمع که همگی به رحمت خدا پیوسته اند فقط مرحوم فضل ا… اسدپور پس از چندی به واسطه ای از هم مکتبی ها و یا ملّای مکتب رنجیده خاطر می شود و دیگر پا به مکتب خانه نمی گذارد.

بعلاوه شخصی به نام شکرا… ساسانی از بنکوی کاعلی شیری نیز در درس این ملا حاضر می شده است . شکراله بواسطه عشق وعلاقه به سواد و حضور در درس ملّا با زن وبچه به روستای پریشان کوچ میکند .ملا شکرالله بعدها خودش تدریس در مکتب خانه های مالکی را عهده دار شد.به همین جهت بسیاری از باسوادان قدیمی مالکی او را می شناسند.

و این کُتوُاخانه حدوداً به مدت 5 سال برقرار بوده و این افراد در آن به فراگیری  علوم قرآنی مشغول بوده اند. تا مدت ها بعد از آن میرزای باصری کسی در مالکی با سواد نشده است و اگر احیانا افراد قلیلی  همچون مرحوم محمدرحیم میرشکاری هم با سواد شده اند بواسطه خدمت نظام وظیفه بوده است.

بطور مثال خلیل خان سلطانی نامه ای را خطاب به کا ماشاالله رئیسی کدخدای روستای هلک ارسال کرده بود . کسی از مردم ما با سواد نبود که قادر باشد نامه را بخواند .بزرگ تر روستا قاصدی پیش مرحوم پدرم فرستادند و اسبی را به امانت گرفتند و مرحوم بهمن علی نامه را به روستای پریشان برد تا با سوادان آن جا نامه را بخوانند .حالا مانده بود پاسخ دادن به نامه ! مرحوم ملا شکرالله را دعوت کردند و بعنوان حق الزحمه یک ناهار مهمان بود تا جواب نامه را دادند.

توضیح لازم : این مصاحبه به تاریخ هفتم مرداد ماه سال جاری (1399 ) در منزل مرحوم حاج حسین میرشکاری انجام شده است . متاسفانه این مرد بزرگ در تاریخ 23 مهرماه سال جاری به دلیل ابتلا به بیماری منحوس کرونا به رحمت ایزدی پیوست . روحش شاد و یادش گرامی

بازدیدها: 58

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید