فرآیند تحصیل بچه های مالکی در دهه پنجاه از زبان مصطفی جعفری بازنشسته آموزش و پرورش

0
78

تولد آموزش و پرورش در طایفه مالکی

همان طور که عمده با سوادان مالکی اذعان دارند ، مرحوم حیدر محمدی ،آموزش و پرورش به سبک نوین را در طایفه مالکی بنیان گذاشت. برابر اطلاع، اولین کسانی که که برای با سواد شدن پای درس او نشسته اند آقایان: لشکر نوربخش،مهدی میرشکاری ،امامقلی کریمی، غضنفر دهقان، هادی شیخی، حمید جعفری، رمضان امیری و اولین دختران و زنان، خانم ها: فاطمه اسدپور ،پوران ثوران ، بیگم کرمی بوده اند.

بر اساس اطلاعاتی که بنده دارم از جمله اشخاصی که در طایفه مالکی پی گیر با سواد شدن بچه ها و یا به عبارتی تکیه گاه معلم ها بودند می شود از مرحومان شکرالله نوربخش ، شیروان اسدپور،سردار شیخی ، اسماعیل کریمی و آقای سلبعلی رئیسی نام برد.

خود بنده هم دوران تحصیل ابتدایی را در محل گذراندم . مدرسه های ما درییلاق سرحد در محل” یورد بید گردعلی” و یا “دره دراز” و “آب رزک” بود و در چادرهای سفید تک تیر درس می خواندیم . معلم ها سخت کار می کردند و دانش آموزان را به تلاش بیشتر ترغیب می کردند .در تعطیلات عید که شروع می شد معمولا از هر کدام از دروس اصلی امثال ریاضی و فارسی و کلمات درس حدود 10 صفحه به ما مشق می دادند. گاه گاهی معلم های زمان ما دانش اموزان را با ترکه و تسمه تنبیه می کردند .

محل برگزاری امتحانات نهایی زمان ما در سرحد و ییلاق ،معمولا در “کوهمره جروق ” ضلع جنوبی” کوه بیل “و یا “خانه زنیان” در ضلع شمالی سرحد کوه بیل بود. هزینه های مربوطه توسط دایره امتحانات تامین می شد .معمولا ناهار و شام ساده با پذیرایی مختصری به شرکت کنندگان در امتحانات تعلق می گرفت .

موارد مربوط به دانشسرا و دبیرستان عشایری و نتایج امتحانات را هم معمولا معلمان ویا راهنمایان تعلیماتی به ما خبر می دادند.

وضعیت تحصیل در شهرستان کازرون و مشکلات پیش روی دانش آموزان مالکی

من در سال 1351 پایه پنجم را در محل زادگاهم روستای هلک به اتمام رساندم و برای طی مقاطع تحصیلی بالاتر به شهرستان کازرون رفتم . در شهر در مدرسه راهنمایی کورش کبیر واقع در محله کوزه گری ثبت نام کردم .توانستیم برای سکونتمان با دوستان نزدیک، یک اتاق کوچک با امکانات کم اجاره کنیم . با آقایان شیرمحمد نوربخش ، مهیار رئیسی ،اله سرداری، حسین رئیسی، دریاقلی باقری و اکبر رئیسی هم منزل شدیم . اجاره هر ماه منزل در شهر ،از مبلغی حدود 3 تومان شروع  شد که در پایان دوره متوسطه این مبلغ به حدود هشتاد تومان رسیده بود.

ناگفته نماند در شهر، صاحب خانه ها، خدایی خوب بودند و رفتار و برخورد شایسته ای با ما داشتند . از جمله صاحب خانه های ما که در ذهنم مانده آقایان مختاری، ستودگان و سید جعفر حسینی بودند. هزینه تقریبی مخارج ماهانه ما دراوایل تحصیل حدودا ده تومان بود. تقسیم کار در منزل با هم خانه ای ها معمولا با تفاهم بود و  هرکس کار خودش را انجام می داد. ولی خب معمولا آنهایی که کوچکتر بودند تاحدودی بیشتر زحمت می کشیدند.

متاسفانه آن وقت ها بهداشت بسیار ضعیف بود و قابل مقایسه با وضعیت امروز نبود . به همین علت ما برای حمام از گرمابه های عمومی استفاده می کردیم

 دانش اموزان زمان ما با هم رابطه حسنه ای داشتند و همکاری خوب و صمیمانه ای بین آن ها برقرار بود .

رفتار معلم ها و مدیران مدرسه هم با ما خوب بود و دانش اموزان را درک می کردند. و انصافا خوب درس می دادند.، اما رفتار برخی بچه های شهری تعریفی نداشت ،چرا که خود را برتر از بچه های روستا می دانستند . در عوض، بچه های درس خوان روستایی نشان می دادند که آن ها در اشتباه هستند و به مرور روابط صمیمانه ای بین ما شکل می گرفت.

نبود امکانات کافی  و تامین هزینه های تحصیل مهمترین مشکلی بود که در شهر گریبان گیر ما بود .

برگشت ما به محل زادگاه معمولا بدین صورت بود که از شهر کازرون با وانت های عبوری که آن زمان وسیله نقلیه  عمومی بودند، برانندگی استاد هدایت(هدا) و برخی رانندگان دیگر که همگی کازرونی بودند انجام می گرفت. گاهی وقت ها پیش می آمد که  از کازرون تا روستا را با گذر از چندین روستای در طول مسیر شامل پل آبگینه ، پوزه بادی ، زوالی ، شهرنجان و جلگه بنگ ، پریشان ، درجاده های خاکی و گلی ، پیاده با تحمل بدبختی های فراوان، مجبور بودیم طی کنیم تا نهایتا به روستای هلک و به خانه برسیم.

بیشتر اوقات ما به تحصیل می گذشت و کمتر به تفریحات و این جور چیزها فکر می کردیم و پیش می آمد که در برخی مواقع از یک تا سه ماه در شهر می ماندیم و بعد به محل بر می گشتیم .  خانواده به دلیل گرفتاری های خاص آن زمان کمترین اطلاعی از مدرسه و تحصیل ما نداشتند.

ناگفته هایی از روستاهای مالکی

  اگربخواهم از مردان مشهور زمان خودم نام ببرم در ذهنم مرحومان ماشااله رئیسی، بمانعلی احمدی، بهمن علی احمدی، شکراله نوربخش ،صفرنوعپرست، گل محمد نوعپرست ،سلبعلی رئیسی، مشهدی سیفعلی رئیسی و مرحوم حسین صادقی بجا مانده اند

 از شهدای محل بخواهم یاد کنم شهیدان: داریوش میرشکاری: اسداله اسدپور: منوچهر عوض زاده و امیرقلی آخوندی که از خداوند بزرگ علو درجاتشان را آرزو می نمایم

کدخدایانی که بیاد دارم مرحوم ماشااله رئیسی، سلبعلی رئیسی در روستای هلک و ملاشیروان اسدپور در پریشان ، اسماعیل کریمی در دهپاگاه و سردار شیخی در روستای قلات نیلو بودند.

دعانویسان مالکی

ملا حسنقلی رنجبر در روستای پریشان ،ملا محمد قلی رنجبر در روستای هلک ،ملا غلامشاه همتی در روستای دهپاگاه و ملا فضل اله میرزاده  در روستای قلات نیلو با سواد قدیمی که داشتند در منطقه مالکی به امور دعا نویسی همت می گماشتند

دست اندرکاران طب سنتی

از کسانی که در طب سنتی دستی داشتند مادر آقای کرامت رئیسی و همسر مرحوم شیرخان رئیسی بود که درآن زمان که به مراکز بهداشت و درمانی دسترسی نبود در زایمان زنان باردار محل و علیرغم نبود امکانات نقش مهم و موثری داشتند .

بد نیست اضافه کنم در آن زمان ها به علت کمبود امکانات و خصوصا تجهیزات بهداشتی، مادران در خانواده روستایی و ایلی ، نقش بسزایی ایفا می کردند. بعلاوه محبت انسانیت احترام به بزرگترها بسیار حائز اهمیت بود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید