جهانبخش میرشکاری و سیر تحولات آموزش ابتدایی در روستای دهپاگاه کازرون

0
77

در ابتدا لازم می بینم به همه عزیزانی که در جهت اعتلای طایفه یا معرفی آن قدمی بر می دارند،دست مریزاد بگویم . توفیق همه آنها را از خداوند رحمان خواستارم . شکی نیست این گونه فعالیت ها در انسجام بخشی و وحدت طایفه بسیار موثرخواهد بود.

سوادآموزان تیره نظری از مکتب خانه ها تا مدارس رسمی

در خصوص سیر تحولات تعلیم سواد پیشرفت آموزش و پرورش در تیره ی نظری از طایفه مالکی می توانم آن را به ۴ مرحله تقسیم بندی کنم.

مرحله اول که می شود گفت باسوادانی را شامل می شود که سواد آن ها بیشتر در حد خواندن متون بود، امثال مرحومان : کدخدا اسماعیل کریمی ، عباس میرشکاری  و ایاز جعفری. اما این که چگونه این افراد از نعمت سواد بهره مند شده اند اطلاع کافی ندارم.

 در مرحله دوم افرادی که جزئیات سوادآموزی اولیه آن ها در مکتب خانه ها تقریبا روشن است، آقایان:وفادار ژوبین ، حیدر میرشکاری ، جهانگیر حبیبی، سیفعلی حمیده و کرم کریمی در این دسته جای می گیرند.  این افراد حسب نقل قول ها در مقاطع مختلفی نزد مکتب دارهای آن زمان یعنی اسکندر مهبودی از طایفه جروق ، غلامشاه همتی از طایفه و ساکن دهپاگاه و شکراله ساسانی از طایفه کاعلی شیری وساکن قلات نیلو سواد آموخته اند.

مدرسه متمرکز طایفه مالکی با آموزگاری حیدر محمدی

 در مرحله سوم که ازسال ۱۳۴۱ بصورت رسمی و دولتی و با ورود حیدر محمدی آغاز شد . آقای محمدی اهل روستای گاوکشک واقع در کوهمره نودان بودند که از طرف اداره تعلیمات عشایری به مدیریت مرحوم محمد بهمن بیگی به طایفه مالکی مامور شده بود. جایگاه مدرسه حیدر محمدی در روستای هلک و در جوار منزل مرحوم شکراله نوربخش بود .جا دارد همین جا یاد کنم از مادر مهربان و فرهنگ دوست شِکِر نوربخش مرحومه گل جهان عبدالهی که در همکاری با مدرسه زحمت بسیار کشیدند . رحمت خدا بر او باد . در این مرحله کلیه دانش آموزان طایفه مالکی بطور متمرکز نزد مرحوم محمدی مشغول به تحصیل بودند.

در این دوره تحصیلی می شود از آقایان جهانگیر حبیبی ،محمد قلی غلامپور، مهدی میرشکاری ،امامقلی کریمی ، محمدعلی حمیده ، محمد نسیمی ،احمدعلی نسیمی ، امراله علی پور،  قنبر قهرمانی ، کرم کریمی ، الیاس کرمی،  غلام کسرایی ، بهلول همتی ، حبیب حبیبی ، کریم حبیبی  و از خانم ها نصرت حبیبی فرزند علمدار حبیبی و همسر مرحوم حسین مهبودی ، خانم حبیبی فرزند غلامرضا و همسر مرحوم عوض میرشکاری ، خانم کریمی فرزند ابراهیم و همسر مرحوم جانقلی نسیمی  ، بیگم کریمی  فرزند اسماعیل و همسر کرم کریمی نام برد.

لازم بذکر است برخی از این افراد در سال های بعد و پایان تحصیلات جذب مشاغل دولتی شدند :جهانگیر حبیبی ،مهدی میرشکاری ، امامقلی کریمی در اداره تعلیمات عشایر و کرم کریمی ، محمد نسیمی در اداره بهداشت و درمان روستایی و  بهلول همتی

اولین مدرسه روستای دهپاگاه و آموزگاری علی قلی فرزانه

درمرحله چهارم که می شود گفت از سال ۱۳۴۵_۱۳۴۶ شروع شد آقای علیقلی فرزانه از روستای پیراشکفت آموزگاری دانش آموزان طایفه نظری و طایفه کاعلی شیری را بعهده گرفت .این اولین سالی بود که مدرسه روستای دهپاگاه و روستای قلات نیلو از مدرسه روستای هلک جدا و مستقل اداره می شد.امکانات آن زمان بسیار کم بود و پاسخگوی نیازمندی های معلم و مدرسه نبود .همین جا اضافه کنم  مرحوم پدرم حاجی میرشکاری آدم فرهنگ دوستی بود و فوق العاده علاقه مند به پیشرفت جوانان. از همین رو مشتاقانه همکاری با معلم جدید را پذیرفت و بدین ترتیب چادر آقای فرزانه کنار منزل ما برپا شد.

از شاگردان کلاس اول آن زمان مدرسه دهپاگاه می توانم از خودم (جهانبخش میرشکاری نگهدار میرشکاری ، بهادر حبیبی ، هوشنگ شیخی ، نصیر حمیدی زاده ، فضل اله علی پور ، جعفر قهرمانی ، ایرج کریمی و مرحومان ، خداخواست طاهری فرزند قلندر، سردار معصومی فرزند سرمست ، گرگعلی کریمی  فرزند الخاص و لشکر حبیبی فرزند اکبر نام ببرم.برخی ازاین افراد هم بعدها با اتمام تحصیلات در ادارات دولتی  مشغول به کار شدند:  آقایان  بهادر حبیبی، جهانبخش میرشکاری ،نگهدار میرشکاری ، فضل اله علی پور در آموزش و پرورش و مرحوم خداخواست طاهری در شهرداری شیراز

من و مشکلات ناخواسته سال پنجم دبستان

اما مختصری راجع به دوران دانش آموزی خودم و چگونگی ورود به آموزش و پرورش بگویم.

در سال ۱۳۵۱ که کلاس پنجم بودم  ،جناب لشکر نوربخش آموزگاری دهپاگاه و طایفه نظری را بعهده داشت . ایشان معلم فعال و باسواد و دلسوزی بود که خالصانه انجام وظیفه می کرد . بعلاوه مردم هم بسیار از او رضایت داشتند. متاسفانه اواخر سال که موقع نتیجه گیری بود و می بایست مزد زحماتش را بگیرد به خدمت سربازی فرا خوانده شد . توضیح این که معلمین عشایری آن زمان تعهد خدمت داشتند و حداقل می بایست به مدت ۳ ماه دوره آموزش نظام را طی می کردند  .به هر حال دو ماه به امتحانات نهایی مانده بود که معلمی به نام آقای حیدر علی صفری از استان کرمانشاه جایگزین آقای نوربخش شد. و بدین ترتیب آقای نوربخش عازم خدمت سربازی شد.

من در آن سال نمره حد نصاب برای شرکت در آزمون کنکور دبیرستان عشایری را داشتم اما متاسفانه بعلت سهل انگاری خانواده و از طرفی بی خبری از اخبار مربوط به دبیرستان و دانشسرا ، از امتحان بازماندم  و موفق نشدم در آزمون شرکت کنم و همین  موضوع باعث شد که ترک تحصیل کنم.

توفیق من در ورود به دانشسرای عشایری مرحوم محمد بهمن بیگی

علی ایحال در سال ۱۳۵۵ در آزمون ورودی دانشسرای عشایری شرکت کردم و به لطف خدا قبول شدم . از جمله شرایط داوطلبین ورود به دانش سرا ،داشتن حداقل مدرک تحصیلی پنجم ابتدایی  با معلومات خوب و حداقل ۱۷ سال سن بود.به مدت یک سال و بصورت  شبانه روزی  دوره های آموزشی دوره ۲۱ دانشسرا را با موفقیت طی کردم  و سپس در ابتدای سال تحصیلی ۱۳۵۷ در محل خودمان یعنی طایفه نظری و روستای دهپاگاه مشغول به خدمت شدم. هم دوره ای های من از طایفه مالکی در دانشسرای عشایری آقایان:جهانشیر اسدپور، عبدالحسین محمدحسین پور، نصراله عزیزی  و مرحوم امراله امیری(یزدان) بودند. مدیر دانشسرا آقای مصطفوی  و معاونش آقای هوشمند بود.

بازدیدها: 48

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید